سال بلوا
کتاب سال بلوا، رمانی نوشته ی عباس معروفی است که نخستین بار در سال 1992 وارد بازار نشر شد. داستان این رمان ارزشمند و به یاد ماندنی در قالب خاطراتی در ذهن شخصیت اصلی، دختری به نام نوشافرین، روایت می شود. نوشافرین یا نوشا، دختر مردی پرنفوذ به نام سرهنگ نیلوفری است که به منظور پیشرفت در کار خود، به شهری کوچک در حوالی استان سمنان به نام سنگسر می رود. سرهنگ معتقد است دخترش آن قدر شایسته است که می تواند ملکه ی ایران شود و عزم خود را جزم کرده که بهترین زندگی را برای نوشا بیافریند. اما اتفاقات به این سادگی ها که او فکر می کرد، پیش نخواهد رفت. نوشا از طرف دیگر، در گرداب عشق کوزه گری اسرارآمیز می افتد و حاضر است برای معشوق خود دست به هر کاری بزند. اما دست سرنوشت، برای نوشا هم خواب های دیگری دیده است. رمان سال بلوا، اثری فوق العاده جذاب و خردمندانه است که موضوعاتی چون عشق ممنوعه، قدرت طلبی و محدودیت های تحمیل شده بر زنان را به زیباترین شکل به تصویر می کشد.
هستی و زبان
خیابان یوریکا
خیابان یوریکا فقط یک رمان نیست؛ پنجرهای است رو به قلب تپندۀ شهر بلفاست در دهۀ نود میلادی، زمانیکه شهر میان آتشبسهای موقت و انفجارهای ناگهانی، نفسهای آخرش را میکشید. ویلسون در این اثر استثنایی، نه با نگاهی قضاوتگر، که با چشمانی سرشار از طنز سیاه و همدردی، از مردمی مینویسد که میان خطوط مذهبی و سیاسی گرفتار شدهاند اما همچنان به زندگی ادامه میدهند. رمانی دربارۀ دوستی که بر مرزهای مذهبی غلبه میکند، دربارۀ عشقهایی که در سایۀ جنگ میرویند، و دربارۀ شهری که با همۀ زخمهایش، همچنان زیباست. همانطور که ویلسون میگوید: «همۀ داستانها، داستان عشقاند» - و این یکی از عاشقانهترین آنهاست.